تبليغاتX
شعرهای بچه های فسا :: احسان و شاعران شهرستان فسا
آه... آه...آما 
|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
سهم چشم های من  

 

در حضور واژه های بی نفس


صدای تیک تیک ساعت را گوش کن


شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

 

ببین اندام تنهاییم را


که در لحظه های خاکستری


در انتظار طلوع خورشید است

 

این شب ها


چشم های من خسته است


گاهی اشک ، گاهی انتظار


این سهم چشم های من است

 

 

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
ماهی 

 

 

دور ازآب سرد و تاریک دریا

روی دست گرم و خشک  ساحل

نیمه جون شده یه ماهی خشکل

می کنه نقاشی عکس دو تا دل روی ساحل

شاهد لحظه مرگش گرمیه خاک زمینه

دیدنه جفت قشنگش التماس آخرینه

واسه ماهی خیلی سخته  طعم گرما رو چشیدن

روی دست گرم ساحل عکس دریا رو کشیدن

تفلکی تو اوج گرما دلش آروم نمیگیره

زول زده به موج دریا نمی خواد تشنه بمیره

ماهیا زارو پریشون همه با چشمای گریون

میبینن که توی ساحل یه ماهی باز میکنه جون

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
نگاه تو 

نامه های عاشقونم رو خط زدی                          گریه های بچگونم رو  پس زدی

اون همه عشق و صداقت تو نخواستی                 یه دل عاشق و خسته تو نداشتی

حالا دیگه تموم شده فاصله ها زیاد شده            تو برو اینجا نمون کار تو ریا شده

دل من خسته و عاشق در پی حبس دقایق       دل تو سیاه شده سنگ شده         

فقط بگو نگاه تو به چشمای کی بند شده؟

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
کابوس 

eydelsadely2.jpg

من در خواب کابوس مي بينم ,باز هم همان سراب هميشگي .........

 

تو را در دوردست مي بينم ,اما هيچ گاه به تو نمي رسم .........

 

نامت را فرياد مي زنم ,اما.....رختخوابم از اشکهاي چشمم خيس مي شود

 

مي خواهم به سويت بدوم ,اما انگار پايي هم براي دويدن ندارم .......

 

یکی با توست که می دانم اون من نیستم ولی ....

 

من مدتهاست که با اين کابوسهاي شبانه پيمان دوستي دارم .....

 

ای خدا کی تمام میشه کی ؟

 

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام