تبليغاتX
شعرهای بچه های فسا :: احسان و شاعران شهرستان فسا
ماهی 

 

 

دور ازآب سرد و تاریک دریا

روی دست گرم و خشک  ساحل

نیمه جون شده یه ماهی خشکل

می کنه نقاشی عکس دو تا دل روی ساحل

شاهد لحظه مرگش گرمیه خاک زمینه

دیدنه جفت قشنگش التماس آخرینه

واسه ماهی خیلی سخته  طعم گرما رو چشیدن

روی دست گرم ساحل عکس دریا رو کشیدن

تفلکی تو اوج گرما دلش آروم نمیگیره

زول زده به موج دریا نمی خواد تشنه بمیره

ماهیا زارو پریشون همه با چشمای گریون

میبینن که توی ساحل یه ماهی باز میکنه جون

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
نگاه تو 

نامه های عاشقونم رو خط زدی                          گریه های بچگونم رو  پس زدی

اون همه عشق و صداقت تو نخواستی                 یه دل عاشق و خسته تو نداشتی

حالا دیگه تموم شده فاصله ها زیاد شده            تو برو اینجا نمون کار تو ریا شده

دل من خسته و عاشق در پی حبس دقایق       دل تو سیاه شده سنگ شده         

فقط بگو نگاه تو به چشمای کی بند شده؟

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
کابوس 

eydelsadely2.jpg

من در خواب کابوس مي بينم ,باز هم همان سراب هميشگي .........

 

تو را در دوردست مي بينم ,اما هيچ گاه به تو نمي رسم .........

 

نامت را فرياد مي زنم ,اما.....رختخوابم از اشکهاي چشمم خيس مي شود

 

مي خواهم به سويت بدوم ,اما انگار پايي هم براي دويدن ندارم .......

 

یکی با توست که می دانم اون من نیستم ولی ....

 

من مدتهاست که با اين کابوسهاي شبانه پيمان دوستي دارم .....

 

ای خدا کی تمام میشه کی ؟

 

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
زمستان  

در همه ی زمستان های سیاه ؛ بی رمق به سرودن پاره ی شعری

در تمامی زمستان های سرد ؛ بیهوده به یافتن شاخه ی گلی

و در این زمستان سیاه و سرد و سخت ؛

به جستن بهانه ای برای دیدار تو در آغاز بهار

 ـ بی پاره شعری یا شاخه گلی ـ

چه سود که در آستان آمدن بهار

رفتی و زمستان

زمستان تا همیشه با من ماند . . .

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام
زخم عشق 

آنکه در تاریکی غمناک فلبم باورم کرد

ناگهان به دست آتشی خاکسترم کرد


آنکه در اوان خود کشی سایه سرم بود

عاقبت در سایه غم بی چاره ام کرد


آنکه زخم کهنه ام را مرحمی بود

عاقبت درد زخمهایم را فزون کرد

|+|
نوشته شده توسط احسان در تنهاترین ساعت روز
داغ کن - کلوب دات کام